تبليغاتX
M.Ali.Rostampour@Gmail.com
« Golden Sun »
توجه |به دليل بالا بودن حجم وبلاگ ، لطفا کمي تا بالا آمدن گلدن سان منتظر بمانيد :: برای دیدن دیگر مطالب وبلاگ ، به بخش موضوعات وبلاگ بروید :: تبلیغات شما به صورت کاملا رایگان در گلدن سان به نمایش گذاشته می شود ؛ برای اطلاع بیشتر به قسمت سفارش آگهی مراجعه فرمائید
قلم

قلم را چه کسی اختراع کرد ؟

هنر نوشتن یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت تمدن به شمار می رود . نوشتن انسان را قادر می سازد که افکار و اندیشه ها و اعمال خود را یادداشت کند . اما قبل از اختراع قلم به شکل فعلی آن ، تعداد زیادی ابزار نوشتن وجود داشته است .

مثلا انسان اولیه ، سنگ چخماق نوک تیز را برای ترسیم تصاویر روی دیوار های غار ها به کار می برد . وی گاهی نیز انگشت خود را در شیره گیاهان یا خون حیوانات فرو می برد و آن را به جای قلم استفاده می کرد . بعدها ، از کلوخ و گچ استفاده کرد . چینی ها حروف خود را با قلمی از پشم نرم شتر نقاشی می کردند .


ادامه مطلب
|+| توجـــه : کليه ي حقوق اين وبلاگ متعلق به گلـدن سان بـــوده و هرگونه اسـتفاده از مطـالــب آن با ذکر منبع بـلامانع اســت نویسنده : محمد علی رستم پور - اهواز سال تاسيس : 1384  | 
به روز شدن گلدن سان از دانشگاه صنعتي اصفهان

سلام به همه ی دوستان . همین طور که می بینید گلدن سان بعد از یک وقفه ی حدود یک ماهه دوباره به روز شد . خیلی تلاش کردم که وبلاگ رو سریع تر آپ کنم ، اما متاسفانه به دلیل پاره ای از مشکلات این اتفاق نیفتاد . الآن که دارم این متن رو می نویسم ساعت 7 و 15 دقیقه ی شب 2 آبان هست ؛ اون هم توی سایت کتابخانه مرکزی . بذارید یه کم درباره ی دانشگاه صنعتی اصفهان برایتان بگویم ... این دانشگاه در فاصله ی 5 کیلومتری شمال شرقی شهر اصفهان واقع شده و در یک زمین خیلی بزرگ در کوهپایه ی چند کوه قرار گرفته . متاسفانه ترکیب و بخش بندی دانشگاه زیاد خوب نیست . مثلا فاصله ی خوابگاه ها از دانشکده ها بسیار زیاد هست . به همین دلیل این ضعف را با اتوبوس های داخلی سعی کرده اند که جبران کنند . البته اینطور هم نیست که فضای زیادی از دانشگاه با ساختمان پر شده است ... فضای خالی خیلی زیاد هست .تقریبا اکثر دانشکده ها پیش هم هستند و از این لحاظ خیلی خوبه . معمولا هم هر دو دانشکده با یک پل به هم وصل شده اند ! مثلا دانشکده عمران با دانشکده متالورژی مرتبط هست . همین طور هم برای دانشکده های مکانیک با مهندسی شیمی و دانشکده برق – کامپیوتر با دانشکده نساجی . بزرگ ترین دانشکده هم کشاورزی هست که تقریبا دو برابر دانشکده های برق یا مکانیک یا عمران ... است .

خیلی دوست داشتم که چند تا عکس برایتان در گلدن سان بذارم ، اما متاسفانه چون برنامه  Photo Shop روي هيچ کامپيوتري نصب نیست ، از این نظر معذورم ! دیگه چیزی از دانشگاه به ذهنم نمی رسه که برایتان بنویسم . فقط اینکه وقتی ساعت چهار و نیم میشه ، حدود 65 تا اتوبوس ردیفی در نقلیه (!) می ایستند و آماده ی جابجایی دانشجویان و کارمندان به سرتاسر اصفهان و بعضی دیگر از شهر ها هستند ، مثل خمینی شهر ، شاهین شهر ، خوراسگان و ... جالب اینکه به جای یه بلیط ، دو بلیط می گیرند و برخلاف همه جا ، پسر ها آخر اتوبوس می شینند ! اینجا همه چیز بر عکسه ! خیلی الفاظ بی ربط اینجا استفاده می شه ! بذارید چند تا برایتون بگم : اول اینکه به حذف و اضافه می کن « ترمیم » ! به مهندسی شیمی میگن م.شیمی ! نه اینکه توی نوشتن از اختصار استفاده می کنند ، نه ! حتی توی گفتن هم می گن م.شیمی ! یا اگه خیلی به خودشون فشار بیارن می گن بیو شیمی . کدام یک از شما تا حالا توی تالار درس خوندید ! اما این جا یه ساختمونی هست که بهش می گن تالار . کلا شامل 8 تالاره که تالار هشتم رو توی جریان انتخابات آتیش زدند . اتفاقا هم ازش عکس گرفتم . اما همون طور که گفتم نمی تونم بهتون نشون بدم . درس های پرجمعیت ( مثلا 150 تا 200 نفره ) اونجا برگزار میشه . مثل ریاضی و فیزیک عمومی . از این الفاظ توی دانشگاه زیاد هست که نباید زیاد تعجب کنی !

فکر کنم بیشترین دانشجویان بعد از اصفهانی ، یزدی باشه .چون هم بوم اصفهانه و هم به اصفهان نزدیکه و هم اینکه معمولا هر ساله بیشترین رتبه های قبولی از یزده . اوه اوه ، داشت یادم می رفت ؛ یه لفظ مسخره دیگه چیزی به نام کوئیز هست . کوئیز یه کلمه انگلیسیه که معمولا برای آزمون های غیر منتظره و بدون اطلاع قبلی ، اطلاق میشه . اما بر خلاف تعریف کلمه ، همون جلسه اول ، اساتید روز های آزمون های کوئیز رو اعلام میکنن ! اما من هیچ وقت نفهمیدم که چرا به این میگن کوئیز !

حرف برای گفتن زیاده . من دوشنبه شب ( 4 آبان ) بعد از کوئیز (!) ریاضی یک راست می رم ترمینال برای اهواز . چون قراره صبح سه شنبه با خانواده بریم سوریه ... همین اجازه گرفتن برای سوریه خودش یه ماجراییه ! هفته دیگه من امتحان میان ترم ( کوئیز نیست ! ) زبان دارم . از قضا دقیقا همون روزیه که من برمیگردم ؛ این امتحان هم شامل 45 درصد نمره ی کله ! یعنی اگه ندمش شاید ماکزیمم نمره ای که در کارنامه بگیرم 11 باشه ! صبح امروز رفتم سراغ استاد زبان که ماجرا رو براش تعریف کنم ( خوشبختانه کلاس زمین شناسی مهندسی که صبح امروز بود به یه روز دیگه انتقال یافت و به همین دلیل تا ساعت 1:30 ظهر بیکار بودم ) اول رفتم مرکز زبان که اتاق های اساتید زبان اونجاست . هر چی دنبالش گشتم نبود . از وقت استفاده کردم و رفتم بهداشت دانشگاه برای تکمیل پرونده ( این بهداشت دانشگاه هزار مرحله داره ، بطور مثال : اندازه گیری وزن و قد ، معاینه چشم ، معاینه بدن – فشار خون و ... ، معاینه دندان ، گرفتن خون و ... ) چون وقت کم بود ، من فقط چند تا از این معاینه ها رو انجام دادم و دوباره رفتم مرکز زبان . یه کمی اونجا معطل شدم و دیدم وارد مرکز شد . خواستم که اول بره تو اتاقش بعد برم باهاش صحبت کنم . دیدم رفت تو یه اتاقی . خوب که دقت کردم دیدم دستشوئیه ! باز هم منتظر موندم . دیدم استاد زبانمون رفت توی کلاسش ( کلاس زبان عمومی کشاورزی ) . شانسو از دست دادم . دوباره رفتم بهداشت و چند تا معاینه دیگه انجام داد . ساعت طرف های 11:10 بود . دوباره رفتم مرکز زبان . یه کمی منتظر موندم تا از کلاس بیاد بیرون . من از یه طرف راهرو رفتم پیش کلاس تا ببینم تموم کرده یا نه ! دیدم که کلاس خالیه ! اعصابم خیلی خورد شده بود ، رفتم از آبدارچی پرسیدم که این کجاست . بهم گفت که همین پیش پای شما بهم گفت میره استخر و یه راست بعدش میره سر کلاس بعدی که توی مجتمع کلاس ها برگزار می شه ( خارج از مرکز زبان ) . دیگه واقعا داشتم جوش می اوردم . رفتم سلف تا نهار بخورم . نهارمون چلو کباب کافوری بود ! نهار که خوردم یه کمی همونجا درس آزمایشگاه فیزیک خوندم . چون ساعت 1:30 کلاس آز فیزیک داشتم . دوباره رفتم مرکز زبان ، گفتم شاید دوباره برگرده ! اما خبری نبود ... رفتم کلاس آزمایشگاه فیزیک در دانشکده فیزیک ( بطور کلی من این موقع ، کلاس زبان عمومی داشتم ، اما چون قرار بود که دوشنبه برم نمی تونستم سر کلاس حاضر بشم . به همین دلیل استاد آز یه کلاس جبرانی زودتر برام گذاشت که دقیقا با برنامه کلاس زبان عمومی تداخل داشت . بهمین دلیل من سر کلاس زبان نرفتم و به جاش رفتم سر کلاس آز ) . کلاس آز تا ساعت 4:30 بود و کلاس زبان تا ساعت 3:20 ! یعنی اگه همه چیز به همین روال پیش می رفت من اصلا استاد زبان رو نمی دیدم ! اما خوشبختانه کلاسمون دقیقا 3:20 تموم شد و من بدو بدو رفتم طرف کلاس زبان در ساختمان مجتمع کلاس ها تا استاد رو ببینم . خوشبختانه این دفعه شرفیاب چهره استاد شدم ! موضوع رو بهش گفتم و اون هم گفت که مشکلی نداره امتحان میان ترم ندی و 100  نمره ی من رو به پایان ترم اختصاص میده ! اما باید یه نامه از مدیر کاروان براش ببرم که همه چیز درست بشه . کل این صحبت ها شاید 3 دقیقه هم طول نکشید ! می گویند « دمی آب خوردن پس از بدسگال / به از عمر هفتاد و هشتاد زار » ! این هم از ماجرای من . در کل فکر کنم در مجموع ۱۰۰ کيلومتر پياده روي کردم ! اوه اوه ! انگشت هام پوکید از بس که نوشتم !

تا آپ بعدی خدا نگهدار ...

|+| توجـــه : کليه ي حقوق اين وبلاگ متعلق به گلـدن سان بـــوده و هرگونه اسـتفاده از مطـالــب آن با ذکر منبع بـلامانع اســت نویسنده : محمد علی رستم پور - اهواز سال تاسيس : 1384  | 
قطب نما

قطب نما را چه کسی اختراع کرد ؟

Compass - قطب نما - GoldenSun.blogfa.com

عمومی ترین شکل قطب نما عبارت است از یک سوزن مغناطیسی که روی محوری قرار گرفته به نحوی که برای گردش در تمام جهات آزاد می باشد .سوزن چنین قطب نمایی شمال را به طرف قطب مغناطیسی زمین نشان می دهد ؛ زیرا محل این قطب مغناطیسی شناخته شده و تمام خشکی ها و دریا ها را نسبت به آن معلوم و روی نقشه می آورند . به این طریق ، یک قطب نما قادر است مسافرین را در هر جهتی و به هر مسافتی که باشند راهنمائی کند .

اینکه چه وقت و چگونه اولین دفعه کشف شد که یک سوزن آهنی مغناطیسی ، که در طول محوری به آزادی می چرخد و همیشه به سمت شمال می ایستد ، هیچ کس اطلاعی ندارد . زمانی عقیده عموم مردم چنین بود که چینی ها آن را در حدود 4500 سال قبل کشف کرده اند . ولی این عقیده امروزه مورد تردید می باشد .


ادامه مطلب
|+| توجـــه : کليه ي حقوق اين وبلاگ متعلق به گلـدن سان بـــوده و هرگونه اسـتفاده از مطـالــب آن با ذکر منبع بـلامانع اســت نویسنده : محمد علی رستم پور - اهواز سال تاسيس : 1384  | 
من هم دایی شدم !

Amir Hossein - امیر حسین - GoldenSun.blogfa.com

این هم از امیرحسین ( پسر خواهرم ) . 22 شهریور 1388 به دنیا اومد . از حدود 3 یا 4 ماه پیش هم وبلاگ داشته ! البته چیزی تو وبلاگش نیست . ولی همین روزها عکس های امیرحسین رو توش می ذارم . این هم از آدرس وبلاگش : AmirHosseinJoon.blogfa.com

یه عکس دیگه از امیرحسین رو در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
|+| توجـــه : کليه ي حقوق اين وبلاگ متعلق به گلـدن سان بـــوده و هرگونه اسـتفاده از مطـالــب آن با ذکر منبع بـلامانع اســت نویسنده : محمد علی رستم پور - اهواز سال تاسيس : 1384  | 
دیوار صوتی

دیوار صوتی چیست ؟

Sound wall - دیوار صوتی - GoldenSun.blogfa.com

اصطلاح « دیوار صوتی » یک واژه گمراه کننده است . زیرا این اصطلاح برای توضیح اوضاع و احوال هواپیمایی به کار می رود که با سرعت معینی پرواز می کند . در حالی که چنین مانعی اصلا وجود ندارد .

زمانی تصور می رفت وقتی که هواپیما ها به سرعت صوت می رسیدند ، مواجه با نوعی مانع یا دیوار طبیعی می گردیدند که از پرواز آنها با سرعت بیشتر جلوگیری می کرد . ولی به مرور زمان دانشمندان آموختند که چنین مانعی وجود ندارد .


ادامه مطلب
|+| توجـــه : کليه ي حقوق اين وبلاگ متعلق به گلـدن سان بـــوده و هرگونه اسـتفاده از مطـالــب آن با ذکر منبع بـلامانع اســت نویسنده : محمد علی رستم پور - اهواز سال تاسيس : 1384  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By Golden Sun